سفارش تبلیغ

پایه عکاسی مونوپاد
صبا

فونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا ساز

لطفا از تمام مطالب دیدن فرمایید.

درباره زندگی عاشقانه تان هرگز با این افراد صحبت نکنید!!

درد دل های عاشقانه یکی از صحبت هایی است که طرفداران بسیاری دارد. اما برای حفظ زندگی مشترک تان بهتر است بدانید که با یک سری افزاد هرگز نباید درد دل های عاشقانه داشته باشید.

درد دل های عاشقانه با این افراد ممنوع

بین بیشتر خانم‌ها این عادت وجود دارد که در شروع ارتباطات عاطفی معمولا هیجان‌ زده هستند، دنیا را شاد و رنگی می‌بینند و دل‌شان می‌خواهد از خوشحالی بال دربیاورند! اگر چنین افرادی برونگرا باشند به سرعت اسرار دل و دلایل خوشحالی‌شان را با دیگران در میان می‌گذارند و راز دل فاش می‌کنند. شاید بخواهند درباره وضعیت خوب فردی که با او آشنا شده‌اند با اشتیاق حرف بزنند یا دیگران را در جریان رفتارهای رمانتیک خواستگارشان قرار دهند. اما این هیجانات باید کنترل شود و همیشه نباید درباره اشتیاق‌‌شان با اطرافیان خود حرف بزنید.  به گفته دکتر دیلان تراشر، درمانگر روابط خانوادگی، افرادی که برای ازدواج، با شخص تازه‌ای آشنا می‌شوند یا به‌تازگی ازدواج کرده‌اند نسبت به صحبت درباره این اتفاقات تازه زندگی‌شان اشتیاق بیشتری دارند. این جور آدم‌ها باید حواس‌شان را کمی جمع کنند و همه را در جریان جزییات زندگی خصوصی و حرف‌های عاشقانه قرار ندهند. این افراد باید یاد بگیرند با فرد مورد علاقه‌شان ارتباط بهتری داشته باشند و به جای تمرکز بر صحبت درباره موضوعات عاطفی، روی روش‌های ارتباط موثر با شریک زندگی و همسر فعلی یا شریک زندگی آینده‌شان متمرکز شوند.

 

چرا درد‌ دل‌های  عاشقانه اشتباه است؟

وقتی درباره روابط عاطفی با دوستان و اطرافیان‌تان حرف می‌زنید شاید کمی هم شوخی کنید و با هم بخندید اما این طرز فکر همیشه ایده خوبی برای تفریح نیست. ممکن است اطرافیان توصیه‌هایی برای شما داشته باشند که چندان جالب و موثر نباشد و ارتباط شما با شریک زندگی‌تان شکرآب شود؛ بنابراین برای دور ماندن از این قبیل مسائل بهتر است حواس‌تان را بیشتر جمع کنید و ببینید اسرار زندگی عاشقانه‌تان را با چه کسانی نباید در  میان بگذارید چون ممکن است واکنش درستی نداشته باشند یا توصیه‌های‌شان نه‌تنها به بهبود روابط شما کمک نکند، بلکه مشکلاتی هم برای‌تان ایجاد کند.

 

همکاران همیشه  قابل اعتماد نیستند

درست که هر روز همکارتان را می‌بینید اما قرار نیست فکر کنید این همکار دوست صمیمی شماست.  دکتر ماریان ریید، متخصص مسائل خانوادگی و سبک زندگی توصیه مهمی برای‌تان دارد: «درباره مسائل عاشقانه با همکاران‌تان حرف نزنید.» توجه به این نکته به‌ویژه در ابتدای ورود به مجموعه‌ای تازه بیشتر اهمیت دارد.
از آنجا که بسیاری از افراد بیشتر ساعات روز در محل کارشان هستند، شاید برای‌شان دشوار باشد که برای برخی مسائل حد و مرزی قائل شوند اما شما این‌طور نباشید و در مواقع استراحت یا وقت ناهار سفره دل‌تان را جلوی همکاران‌تان باز نکنید.
جوی مانسون در یک شرکت بازرگانی کار می‌کند و در این باره تجربه ناخوشایندی دارد که آن را برای‌تان می‌گوید: «چند وقت پیش داستان آشنایی با همسرم را با جزییات فراوان برای همکاری تعریف کردم.
او هم حرف‌های مرا در ایمیلی نوشت و برای بقیه همکاران ارسال کرد. حالا دیگر در محیط کاری همه از زندگی‌ام خبر دارند که این موضوع به‌شدت مرا آزار می‌دهد. این ای‌میل حتی برای کسانی ارسال شد که در خارج از محیط کاری هستند و آنها را نمی‌شناسم.»
البته این داستان نمونه اغراق شده‌ای است و شاید همه همکاران مانند همکار جوی نباشند اما به هر حال باز هم به شما یادآوری می‌کنیم که در زمینه حفظ مسائل شخصی کمی حرفه‌ای‌تر عمل کنید و در محل کار مانند نوجوانان دبیرستانی رازهای‌تان را جار نزنید.
نیلز پارکر، نویسنده و روانشناس دیگری‌ است که به نکته مهمی اشاره می‌کند:« وقتی در محل کار مسائل عاطفی‌تان را با همکاران در میان می‌گذارید، ممکن است به دیگران اجازه دهید در مورد زندگی خصوصی شما اظهارنظر کنند یا پشت سرتان حرف بزنند.»

 

به همسر سابق‌تان پز ندهید

بعد از طلاق و جدایی بیشتر افراد در تلاش هستند تا دوباره ازدواج کنند و ممکن است بعد از یافتن شریک زندگی تازه دل‌شان بخواهد این پیروزی را به رخ همسر سابق‌شان بکشند. در صورتی که این کار اشتباه است. دکتر جولی گورنر، روانشناس بالینی در این باره می‌گوید: «یکی از افرادی که هرگز نباید درباره زندگی عاشقانه فعلی با او صحبتی داشته باشید، همسر سابق‌تان است؛ حتی اگر فرزندی دارید و به همین دلیل مجبور به تماس با همسر سابق‌تان هستید، باز هم حواس‌تان به این نکته باشد. در شبکه‌های اجتماعی هم اسرار زندگی خصوصی و عاشقانه‌های جدید را به زبان نیاورید و هرگز در حضور همسر سابق، زمان حال را با گذشته مقایسه نکنید.»

لوری فرسون هم متخصص دیگری است که این موضوع را تایید می‌کند. این درمانگر خانواده می‌گوید: «شاید قصد بدی هم نداشته باشید و دل‌تان بخواهد به عنوان یک دوست حرف‌های‌تان را به همسر سابق‌تان بگویید. با این وجود از این کار خودداری کنید چون ممکن است با ناراحتی همسر سابق‌تان همراه باشد و بحث‌هایی پیش بیاید.» حتی اگر همسر سابق‌تان از سر کنجکاوی خودش موضوع را پیش کشید و مستقیم به اصل مطلب اشاره کرد تا درباره ازدواج شما چیزی بداند، خودتان هوشیار باشید و موضوع صحبت را زیرکانه تغییر دهید. در این مواقع حتی می‌توانید کمی رک باشید و محترمانه به او بگویید که دل‌تان نمی‌خواهد درباره این جور مسائل حرفی بزنید و ممنون می‌شوید که او به خواسته‌تان احترام بگذارد.
اگر بخواهید درباره مسائل عاطفی با همسر سابق‌تان حرف بزنید، این احتمال وجود دارد که او هم قصه‌ای داشته باشد و درباره آشنایی‌های تازه با شما صحبت کند یا درباره روابط عاطفی با همسر جدیدش چیزی بگوید که برای‌تان ناراحت‌کننده باشد.

 

مادرها همیشه نگرانی دارند

کلاد هانانی، نویسنده اصول سبک زندگی معتقد است گاهی اوقات مادرها فکر می‌کنند فرزندان‌شان هنوز بچه هستند و نمی‌توانند درست را از غلط تشخیص دهند. بعضی‌وقت‌ها هم فکر می‌کنند که هنوز مانند یک نوجوان عاشق فکر می‌کنند و ممکن است عقل و منطق‌شان تحت تاثیر احساسات قرار بگیرد. در نتیجه بدون شناخت از همسر آینده شما حرف‌هایی می‌زنند که به نابودی رابطه عاشقانه منجر می‌شود یا راهنمایی‌های‌شان شما را به بیراهه می‌کشاند. علاوه بر این گاهی اوقات مادرها شرایط را با زمان خودشان مقایسه می‌کنند که این سنجش‌ها برای شما ثمری ندارد. به هر حال شرایط تغییر کرده و شما به توصیه‌های به‌روزتری نیاز دارید.
بنابراین توصیه می‌شود هنگام تصمیم‌گیری‌های مهم یا بروز مشکلاتی در مورد ازدواج، مسائل عاطفی را با مادرتان در میان نگذارید و در هر شرایطی از او پند نگیرید. اگر فکر می‌کنید مشکلی وجود دارد، صحبت با مشاوران خانواده بهترین توصیه برای شماست. اطلاعات مشاوران از مادر شما یا حتی نزدیک‌ترین دوست‌تان بیشتر است و در مورد مسائل عاطفی راهنمایان آگاه‌تری هستند.

 

به دوست ناکام‌تان نگویید عاشق شده‌اید

لورا هاس، روانشناس و نویسنده‌ای است که نکته مهمی را به شما گوشزد می‌کند: «اگر می‌بینید که یکی از دوستان شما از زندگی مشترک رضایت ندارد و شاد نیست، خوشحالی‌های زندگی عاشقانه خودتان را با او در میان نگذارید.»

این احتمال وجود دارد که افراد ناراضی شما را تحت تاثیر قرار دهند و هیجانات شما را به سمت سرخوردگی هدایت کنند. شاید هم یک دوست مجرد با افکار منفی خودش به شما توصیه کند که بهتر است اصلا ازدواج نکنید و چشم‌انداز تاریکی از ازدواج را به شما نشان دهد که برای‌تان نگران‌کننده باشد.
وقتی در ابتدای آشنایی با فرد تازه‌ای هستید احتمال اینکه از دیگران تاثیر بگیرید، بیشتر است. کیت، دختر جوانی است که در رشته کامپیوتر تحصیل کرده و در این زمینه تجربه ناخوشایندی دارد: «مدتی قبل با فردی نامزد بودم که به توصیه دوستان و نظریات منفی‌شان از او جدا شدم. چند هفته بعد احساس کردم فرد خوبی را از دست داده‌ام و هنوز فکر می‌کنم که می‌توانستم برای بهبود رابطه‌ام تلاش کنم. او در حال حاضر با فرد دیگری ازدواج کرده و به ظاهر خوشبخت است.»

 

با پدرتان درباره شاهزاده زندگی‌تان درد‌ دل نکنید

درباره خواستگارتان و مسائل عاطفی ای که دارید با پدرتان حرف نزنید. جوآنا لی من، مربی مهارت‌های زندگی با بیان این هشدار می‌گوید: «برای پدر شما چندان مهم نیست که چقدر طرف مقابل‌تان را دوست دارید و تصمیم گرفته‌اید با او ازدواج کنید. به هر حال تا قبل از اینکه زیر یک سقف بروید او نگرانی‌های خاص خودش را دارد.» بنابراین در حضور پدر رفتار منطقی داشته باشید و خود را خیلی عاشق نشان ندهید.
پدرها به طور ذاتی روی دختران‌شان حساس هستند و نسبت به آنها احساس مسئولیت بیشتری دارند. اگر هم ناگهان بفهمند که با شریک زندگی‌تان مشکلی دارید نسبت به او دیدگاه منفی پیدا می‌کنند.

 

نکته مهم : به طور کلی هر وقت از دست همسر یا نامزدتان ناراحت هستید در مقابل افراد خانواده مانند مادر، خواهر یا حتی دوست صمیمی‌تان پشت سرش حرف نزنید. هر وقت مطمئن شدید که او را کاملا از زندگی‌تان کنار گذاشته و از او جدا شده‌اید، هر چه دل‌تان خواست به او بگویید! افراد خانواده حافظه خوبی دارند و بدی‌های شریک زندگی شما را در حافظه‌شان ثبت می‌کنند. در نتیجه ممکن است شما با او آشتی کنید و مشکل‌تان حل شود اما سایرین نتوانند او را ببخشند.

 

 

گردآوری : گروه سبک زندگی GapIno

منبع : زندگی ایده آل

 

 

 

گرد آوری : GapIno

به اشتراک بگذارید...




تاریخ : یکشنبه 95/10/26 | 11:49 صبح | نویسنده : gharib | نظرات ()

گرایش به مد و مد گرایی مدرن/ از هنجارشکنی اجتماعی تا بهانه ای به نام شیک پوشی !

با گردشی کوتاه در خیابان‌های سطح شهر خواهیم دید که ویترین‌های مغازه‌ها با لباس‌های رنگارنگ و مدلهای گوناگون در معرض دید مشتریان است، لباس‌هایی که به دلیل داشتن رنگ‌های زننده مشتریان را به خود جذب می‌کند...

به گزارش خبرنگار آفتاب دل، یک روز مانتوهای بلند و روز دیگر مانتوهای کوتاه، یک روز آرایش موی سر به سبک آلمانی و روز دیگر موهای بلند واصلاح نشده، زمانی شلوارهای با پارچه ى گشاد که روی زمین کشیده می شود، و زمانی دیگر، شلوارهای تنگ و کوتاه، مد می شوند.


همین موضوع باعث به وجود آمدن نوعی چشم و هم چشمی در جامعه شده است و پیامد آن عدم آرامش روحی برای افراد است چرا که خود نمی توانند برای زندگی خود تصمیم بگیرند و این جامعه مصرفی و مد گرا است که برای آنها تصمیم گیری می کند که حال چه بخرند و چه کاری انجام بدهند و آنها را تبدیل به انسانهای منفعل ساخته که درون این کشتی طوفان زده گرفتار شده اند و ناآگاهانه راهی جز پیروی کردن ندارند.


جهانی که امروزه در آن زندگی می کنیم  را می توان به لحاظ سبک زندگی، جهانی مصرفی دانست و این امر نیز ارتباط نزدیکی با منطق اقتصادی حاکم بر جهان یعنی منطق سرمایه داری دارد.


اقتصاد ماشینی به دلیل تولید انبوه و مازاد تولیدی که از خود بر جای گذاشت جایگزین اقتصاد معیشتی گردید و به تبع آن سود سرشاری را نیز به همراه داشت.


منطق سرمایه داری به منظورانباشت دم افزون سرمایه نیازمند به مصرف رساندن کالاهای حاصل از تولید انبوه خود است و به همین دلیل باید به دنبال بازار مصرف انبوه باشد.


مسلم است که بازارهای موجود در هر جامعه ای محدود و در معرض اشباع می باشد و لذا سرمایه داری برای بقای خود می بایست از داخل مرزها فراتر رفته و بازارهای موجود در جوامع دیگر را نیز در اختیار خود بگیرد. اما این امر با یک مشکل اساسی مواجه است. بازار مصرف، آن هم مصرف انبوه مستلزم تغییر ذائقه بازار به تناسب محصولات تولید شده است و در غیر این صورت این امکان وجود نخواهد داشت و سرمایه داری برای ادامه بقا با مشکل روبه رو خواهد شد. حال تنها راهی که پیش رو باقی می ماند این است که سرمایه داری همراه با ورود خود به هر جامعه ای فرهنگ مصرف را نیز وارد آن جامعه نموده تا بدین وسیله بتواند کالاهای تولید شده خود را به مصرف برساند.


یکی از ابزارهای مؤثر در بحث انتقال فرهنگ و سبک زندگی پدیده مُد می باشد که دریک زمان معینی رواج پیدا می کند و به دو قسم وارد می شود یا مادی چون لوازم خانگی و لباس یا غیر مادی  چون نحوه زندگی و رفتارها.شاید شما دوست نداشته باشید که با یک بلوز نارنجی و احیانا شلوار لوله تفنگی به رنگ زرشکی و رنگ موی قرمز در جمع ظاهر شوید، اما خیلی ها هستند که این مدل را می پسندند و اگر از آنها بپرسید چرا نارنجی؟ می گوید مد است.دراین زمینه به میان مردم رفتیم و نظرات ان ها را در این زمینه جویا شدیدم که در ادامهمی خوانید.


یکی از شهروندان در گفتگو با خبرنگار آفتاب دل گفت:امروزه فقط بحث مُد در لباس خلاصه نمی شود، بلکه انواع لوازم آرایشی، وسائل زندگی، اتومبیل و کالاهای دیگر توسط مد قابلیت مصرف را در بین افراد جامعه پیدا کرده اند.


شرمین نصرتی ادامه داد: رسانه های مختلف چون ماهواره، اینترنت، تلویزیون و... از ابزار ترویج مدو ورواج مد گرایی و مصرف گرایی محسوب می شوند و دوستان ما همگی از این رسانه ها الگو می گیرند ما زمانی که در جمع حاضر می شویم دوست داریم که چون دوستانمان باشیم و به قول معروف خواهی نشوی رسوا همرنگ جماعت شو.


*پوشیدن ساپورت و مانتوهای کوتاه جنگ با عفت است
یکی از بانوان محجبه شهر سنندج نیز با اعلام اینکه برای خرید یک لباس که پوشش کامل داشته باشد باید تمام مغازه‌های سطح شهر را گشت، گفت: متاسفانه فرهنگ اسلامی رو به کمرنگ شدن است و فرهنگ غربی روز به روز در جامعه ما در حال پیشروی است.


سعیده لشکری افزود: زن مسلمان چادر را هدیه نور چشمی رسول خدا می‌داند نه اسباب خجالت و حقارت و گوهر وجودش را در صدف عفت نهان می‌کند نه اینکه با ساپورت و مانتوهای کوتاه و رنگارنگ به جنگ عفت برود.


وی با بیان اینکه مقوله عفاف و حجاب فقط شامل پوشش بدن نیست، عنوان کرد: عفاف در کلام در نگاه در رفتار و کردار نمود دارد و یک زن عفیفه مسلمان حرمت حریم‌ها را باید بداند و محرم و نامحرمش مشخص باشد.


 وی اضافه کرد: دختران جامعه امروز باید بدانند حیا و حجاب محدودیت نیست بلکه مصونیت است و  در نهایت اگر زنان قدر و قیمت خود را بدانند و از پوشیدن لباس‌هایی که برگرفته از فرهنگ غربی است بپرهیزند الگو و نمونه‌ای برای زنان تمام جوامع خواهند شد و از بسیاری از گزندها و آسیب‌های اجتماعی در امان خواهند بود.


یکی دیگر از شهروندان مسن عنوان کرد: متأسفانه در فرهنگ امروزی پیروی کردن از مد و مد گرایی و فرهنگ غربی دیگر به یک رفتار عادی و پذیرفته شده تبدیل شده است.


عبداالله کارگر افزود: اگر زمانی فردی پیروی از این الگوها را انجام می داد رفتارش ناپسند بود، ولی امروزه همان عملکرد به باکلاس و به روز بودن از آن تعبیر می شود و رفتار آن کسی که زیاد پیروی می کند و غربی می شود،نه تنها تحسین می شود  که برایش اعتبار و احترام می آورد و تفاوت هم نمی کند در عزا باشد یا عروسی. گویا مردم غافل از آنند که یک ضد ارزش را به ارزش تغییر داده اند.

 

یکی از ماموستایان اهل سنت در این زمینه اظهار کرد:در فرهنگ اسلامی گرایش به زیبایی و زیبا دوستی از مهم ترین اموری است که بارها و بارها بر آن تأکید شده است  و نوبودن ومتناسب با شرایط عرفی جامعه رفتار کردن از اصولی است که در فرهنگ اسلامی پذیرفته شده می باشد.


بهنام شیردل می افزاید: اصل دیگری که در مقابل این اصل قرار می گیرد وباعث تعدیل آن می شود اصل انسانیت افراد است. بر اساس این اصل هیچ عاملی نباید انسانیت انسان را تحت الشعاع قرار داده و انسان را مطیع و برده خود کند، مد و مدگرایی به عنوان یک نوع سبک زندگی این ویژگی را دارد که انسان و خواسته های او را تحت الشعاع خود قرار داده و او را ابزاری در دست نهاد ها و موسسات تولیدی وسرمایه دار قرار دهد.


گزارش از غریبه رحیمی


انتهای پیام/

 




تاریخ : دوشنبه 95/10/13 | 9:47 صبح | نویسنده : gharib | نظرات ()

عقایدی که در سایه خرافات گم می شوند؛

رواج رمالی با شیوه های مدرن در جامعه زنان / ریسمان پوسیده فالگیری؛ از راه به چاه

رواج رمالی با شیوه های مدرن در جامعه زنان / ریسمان پوسیده فالگیری؛ از راه به چاه

انگار پیشرفت روزافزون جهان در زمینه‌های علمی، اقتصادی، صنعتی، بهداشت و درمان و... نه‌تنها نتوانسته ریشه‌های جهالت را بخشکاند بلکه، آمار نشان می‌دهد سوءاستفاده‌های افراد از خرافات و جهالت مردم بیشتر از سال‌های پیش هم شده است.

 چند دقیقه‌ای بود که از دور، نگاهش می‌کردم؛ ولی تردید داشتم که جلو بروم یا نه. پسرک ده یا دوازده ساله، با چشمان درشت به عابرانی که از جلوی پارک عبور می‌کردند، چشم دوخته بود و از آنها می‌خواست که فال‌هایش را بخرند. عاقبت، توجّهش به سمت من جلب شد و گفت خانم فال نمی گیری؟! کنجکاو شدم و جلو رفتم! آن پسر بچه خوشحال شد و پرنده اش را به برگ هایی که پشت سرهم ردیف شده بودند نزدیک کرد و یک برگ کاغذ را درآورد و به من داد.


در حال پرداختن پول فالم بودم که چند دختر جوان، با قیافه‌های آنچنانی ، به سمت ما آمدند  و از پسر، تقاضای چند فال کردند . بعد ازخریدن فال‌هایشان می‌خواستند بروند که ازآن ها  پرسیدم: شما به فال اعتقاد دارید؟


گفتند: «نه نه..... بله تا حدودی». جواب هایشان مرا در فکر فرو برد و خواستم که بیش تر توضیح بدهند.


نگاه پرسشگرانه و چهره متعجّب مرا که دیدند کمی جا خوردند، فهمیدم که باید خودم را معرّفی کنم. قبل از این که جواب سؤالم را بدهند، خودم را معرّفی کردم و در مورد موضوع گزارشم توضیح دادم. بعد گفتم: شما فکر نمی‌کنید فال هم نوعی خرافات باشد؟ گفت: «خانم خبرنگار، شما خودت هم که فال خریدی!».


کمی جا خوردم و گفتم: درست است. کنجکاو شده بودم که ببینم در این فال‌ها چه چیزی نوشته که بعضی از مردم به آن علاقه دارند.


یکی از آن ها که دختری 25ساله بود گفت: اگر حقیقتش را بخواهید، من هم اعتقاد چندانی به این چیزها ندارم و می دانم خرافات‌اند؛ ولی از شما چه پنهان، مشکلات زندگی، گاهی آن قدر آزاردهنده و غیر قابل تحمّل می‌شوند که آدم برای رهایی از فشار عصبی ناشی از آنها، به این خرافات روی می‌آورد، به امید این که کلماتی امید بخش در آنها بخواند و به آینده، امیدوارتر شود.


یکی دیگر از آن ها که می گفت گاهاً به این خرافات اعتقاد دارد و گاهاً نه درجواب گفت: همه ما کم و بیش باورهای خرافی داریم که شاید متوجهش نباشیم یا با این که میدونیم، اونو مضر نمیدونیم ویا اینکه از نظر خودمون خرافه نیست ولی از نظر دیگران خرافست.این فرهنگ در خون و رگ مردم ما نفوذ کرده و سخت میشه بیرون آورد شاید خیلی قبل از شما افراد دیگری هم سعی در آگاه سازی مردم کردن ولی به جایی نرسیدن ومجبور شدن که آن را  ول کنند چون تاثیری ندارد.


یکی دیگر از آنان گفت: من انسانی خرافاتی نیستم، ولی یک چیزهایی هم هستند که از دوران کودکی برایم تبدیل به باورهایی شده که به آنها معتقدم. اگر چه ممکن است دیگران آنها را خرافات بدانند.

 

وقتی از او خواستم که بیشتر توضیح بدهد گفت: مثلاً این که هر وقت عطسه می‌کنم، کاری که قرار است انجام دهم را به تأخیر می‌اندازم؛ چون به تجربه، به من ثابت شده است که هر وقت به این موضوع اهمیت نداده‌ام، دچار مشکل شده و ضرر کرده‌ام. یا مثلاً این که نگه داشتن برخی چیزها در خانه، بد یمن است و باعث به هم ریختن زندگی صاحب‌خانه می‌شود. این موضوع هم برای من اثبات شده است.


خداحافظی کردم و رفتم...

رواج رمالی با شیوه های مدرن در جامعه زنان

یکی از آفت هایی که متأسفانه امروزه قشر جوان جامعه ی ما و خاصتاً  دختران و بانوان را در معرض آسیب قرار داده مسئله رخنه خرافه گرایی است، خرافه گرایی واژه ای که امروز به سرعت برق و باد در کشور می‌تازد بطوری که می توان گفت امروزه برخی از مکان های عمومی هم به جایگاهی برای جولان افراد خرافه گرا تبدیل شده اند. آنچه جای نگرانی است  این مسئله می باشد که این خرافات و حرف های بی پایه و اساس به مرور زمان آنقدر در ذهن و جان مردم پیشرفت می کنند که تبدیل به "فرهنگ" و بعد ازآن تبدیل به "باورهای دینی" می شوند. اسلام دین روشنگری است  وبا جهل و نادانی مخالف می باشد.


امروزه در سطح شهر شاهد افراد شیادی هستیم  که به بهانه های طلسم، جادو و احضار روح اقدام به فریب افراد ساده لوح می کنند. این افراد شیاد و رمال با فریب افراد ساده لوح به بهانه های احضار روح، جن گیری و...آنها را سرکیسه می کنند و از این طریق برای خود کسب درآمد کرده. چه بسا که بسیاری از مردم ساده لوح و زود باور در مواجهه با خرافات و کذبیاتی از قبیل طلسم و سحر و جادو، تحت تاثیر قرار می‌گیرند و مشتری پر و پا قرص مدعیان اینگونه اکاذیب می‌شوند و شنیده ها حاکی از آن است که این افراد دارای مراجعه کنندگان زیادی از مناطق مختلف شهرهستند غافل از این نکته که این افراد  به دنبال کسب درآمد نامشروع، اختلاف افکنی در بین خانواده ها، ترویج خرافات، اغفال و انحراف دختران و پسرها می باشند.


با توجه به مسایلی که بدان اشاره شد می توان این پرسش را مطرح کرد که چرا چند سالی است که ما بین جوانان با نوعی شیوع و رواج مطالب خرافه و غیرمستند به صورت گسترده تر از گذشته مواجه هستیم؟ آیا ممکن است دین مبین اسلام و قرآن، کتاب آسمانی ما، برای قواعد پیچیده دنیای امروزی پاسخی نداشته باشد؟ در پاسخ به این پرسش بی هیچ تردیدی باید گفت «خیر»؛ ولی در عین حال که به غیرممکن بودن چنین چیزی اعتقاد راسخ داریم، ولی چرا بیان خرافات در سطح جامعه رواج پیدا می کند؟


ثانیه زارعی کارشناس ارشد فقه و حقوق در جواب این سؤالات به خبرنگارآفتاب دل گفت: خرافات نسبت به گذشته، هر چند به ظاهر کم‌رنگ‌تر شده، ولی نمی‌توان گفت که از بین رفته است. خرافات، از زمان‌های بسیار قدیم وجود داشته و هنوز هم هست. پیامبر اسلام(ص) با خرافات، به شدّت مخالف بود و به طور غیر مستقیم، با آن مبارزه می‌کرد. پیامبر(ص) در این مبارزه، از شیوه‌های خشن استفاده نمی‌کرد، بلکه با آگاهی دادن به مردم و بدون شوک وارد کردن بر آنها، اعتقادات خود را بیان می‌کرد. به عنوان نمونه، زمانی که مردم، دلیل خورشید‌گرفتگی را به فوت فرزند پیامبر(ص) نسبت دادند، ایشان این موضوع را رد کرده و آن را خرافه دانستند و کسوف را امری طبیعی و از آیات الهی بیان کردند. وی، اسلام را دینی پیشرفته می‌داند که اجرای صحیح دستورهای آن، دوری از همه نوع خرافات و رسیدن به معنویتی خالص و سالم را به دنبال دارد.

 


وی ادامه داد: از دید من کمترین ضرری که خرافات دارد این است که ذهن و عقل را از پرداختن به امور مهمتر باز می دارد. مغز جوانی که باید برای یک کشف یا اختراع مصرف شود ، مصرف فال ورق و فال قهوه و دعا نویس و رمال و بخت باز کن می شود و این درد اصلی است.

 


زارعی افزود: دیدگاه اسلام نسبت به خرافات، آن است که خرافات را به منزل? غل و زنجیرهایی می داند که بشر بر دست و پای فکر و روح خود بسته است. در قرآن کریم درچهار جا  از جمله در آی? 157سوره اعراف آمده است: “همان ها که از فرستاده (خدا)، پیامبر «امّى» پیروى مى‏کنند؛ پیامبرى که صفاتش را در تورات و انجیلى که نزدشان است، مى‏یابند. آنها را به معروف دستور مى‏دهد و از منکر باز می دارد، أشیاء پاکیزه را براى آنها حلال مى‏شمرد، و ناپاکی ها را تحریم مى کند و بارهاى سنگین، و زنجیرهایى را که بر آنها بود، (از دوش و گردنشان) بر مى‏دارد…”.

 


وی اضافه کرد: اسلام، با دعوت به تفکر و تعقل، انسان ها را از پذیرش بی دلیل و تقلید کورکورانه از دیگران بر حذر داشته، چه این که برای هر پدیده ای سبب و علتی خاص قرار داده، تا ما گرفتار شانس و اتفاق و خرافاتی از این قبیل نشویم. تاثیرات مخرب و رواج این افکار، تبعات منفی و آسیب هایی دارد که جامعه به لحاظ ترویج خرافه با آن مواجه می شود وقتی شاهد رواج خرافات درجامعه هستیم، بیش از این که بحث ناتوانی قواعد یا نیت های شوم در کار باشد، بیشتر شاهد کم کاری سازمان های مرتبط با این مسایل هستیم؛ بنابراین مادامی که فرهنگ سازی درست نشود، این آسیب ها نیز وجود خواهد داشت.

 


وی در پایان گفت: همشهریان این نکته را مد نظر داشته باشند که مراجعه به چنین افرادی برای رفع گرفتاری ها و مشکلات خانوادگی جز دردسر و گرفتاری های بعدی هیچ نتیجه دیگری در بر نخواهد داشت.

 

 

 غریبه رحیمی

 




تاریخ : دوشنبه 95/9/15 | 11:43 صبح | نویسنده : gharib | نظرات ()

به عمل کار برآید نه به لیسانس؛

زنان کردستانی گرفتار در باتلاق بیکاری / بالا رفتن مدارک دانشگاهی تضمین کننده شغل در جامعه نیست

زنان کردستانی گرفتار در باتلاق بیکاری / بالا رفتن مدارک دانشگاهی تضمین کننده شغل در جامعه نیست

اگر دنبال کار می گردید، اگر از بیکاری رنج می برید و اگر هر روز در پیدا کردن شغل مناسب دچار مشکل هستید راهش این نیست که مدرک را قاب کنید و به آن بنازید بلکه باید...

 

 

 سال هاست از زمانی که برای یافتن شغل مناسب تنها مدرک تحصیلی کافی بود گذشته است، امروز دنیا به سمتی می رود که در مرتبه بالاتر از مدرک تحصیلی، مهارت‌های افراد، ملاک سنجش توانایی آن‌هاست.

 

در کشور ما هم چند سالیست روند استخدام‌ها به این سمت رفته است که تنها داشتن مدرک تحصیلی در مقطع ارشد یا دکترا، دستیابی به شغل مناسب را تضمین نمی کند و در کنار مدرک اولویت استخدام با فردی است که مهارت بیشتری داشته باشد.

 


در این میان شاید بتوان، نداشتن مهارت‌های لازم را حلقه گمشده آن دسته از فارغ التحصیلانی دانست که عنوان «فارغ التحصیل بیکار» و عباراتی از این دست را به خود اختصاص می دهند.

 


غریبه رحیمی نائب رئیس بانوان فرهیخته استان کردستان در گفتگو با خبرنگار آفتاب دل اظهار کرد: بالا رفتن مدارک دانشگاهی تضمین کننده شغل در جامعه نیست راه  برون رفت از بیکاری زنان و دختران تحصیل کرده استان کارآفرینی است.

 


وی گفت: هر روزه در گوشه و کنار هر شهر و روستایی در کردستان فارغ التحصیلان جدید سر باز می‌کند و تعداد زنان و دخترانی که در کرسی‌های دانشگاهی در مقاطع ارشد و دکترا  نشسته اند هر روز رو به افزایش است، در حالی که تعداد پست‌های مدیریتی و فرصت‌های شغلی دولتی و یا ایده‌آل هیچ تغییری نمی‌کند و به نظر می‌رسد که تعداد این بیکاران با وجود مدارک عالی هر روزه بیش تر می شود و گویا سیاست‌های مدرک گرایانه دولت‌ها در سال‌های گذشته به بحران بی‌کاری در کشور دامن زده است .

 

وی افزود: مهم ترین مسئله و بحرانی که در حال حاضر جامعه و بالتبع آن استان ما با آن درگیر است بیکاری زنان می باشد چرا که نصف جمعیت جامعه را زنان تشکیل می دهند و بیکار ماندن آن ها می تواند تبعاتی داشته باشد.

 

وی با بیان اینکه  نرخ بیکاری زنان بیش از دو برابر مردان است خاطر نشان کرد: مطابق گزارشی که مرکز آمار از وضعیت بیکاری در کشور در تابستان امسال منتشر کرده، تعداد بیکاران به رکورد 3 میلیون و 337 هزار نفر رسیده که در تاریخ کشور، بی‌سابقه است در میان افزایش موج بیکاری ها سهم زنان در بیکار شدن، بر اساس گزارش های مرکز آمار بسیار بیشتر از مردان است .

 

 رحیمی تصریح کرد: همچنان که مشاهده می کنیم تعداد زنان باسواد و تحصیل کرده هر روزه در استان ما افزایش پیدا می کند و در کنار آن از طرف دیگر می بینم که آمار اشتغال هر روزه کاهش می یابد و این خود می تواند نتایج و تبعاتی داشته باشد بالا رفتن سطح سواد زنان موجب شده که توقعات آن ها بالا برود و هر کدام از این زنان در انتظار استخدام شدن و رسیدن به پست های بالا و مدیریتی هستند و این خود می تواند آفتی برای جامعه باشد و آن ها را از بسیاری از کارهایی که با روح و روان زنان سازگار است باز داشته است البته نمی توان با یقین این نظر را داد،  ولی درصد بالایی از زنان و دختران تحصیل کرده و باسواد استان خانه نشین هستند و این بالارفتن پرستیژ مدرک دانشگاهی سبب شده که از بسیاری از کارها و صنایع دستی که می تواند حتی تا سطح جهانی هم برود باز بمانند چون که مدرک بالا دارند حاضر نیستند بسیاری از کارها را دنبال کنند که موجب کار آفرینی و حتی ورود به  بازارهای صادراتی شود و از طرف دیگر سن بسیاری از دختران بالا میرود و به دنبال  آن تشکیل خانواده به تعویق  می افتد و به امید اشتغال و مشغول شدن در کاری از زندگی باز می مانند و سال های مفید عمر و زندگیشان را در انتظار شاغل شدن و به دست آوردن پست ها از دست می دهند و این  سبب می شود که فقط یک جنبه را در نظر بگیرند و از جنبه ی مهم زندگی که تشکیل خانواده و تولید نسل  می باشد صرف نظر کنند این خود زنگ خطری می باشد برای جامعه ما. تبعات بیکاری و بیکار ماندن فقط در این مورد خلاصه نمی شود و می تواند آسیب های اجتماعی را بالا ببرد.

 

 

به گفته نایب رئیس بانوان فرهیخته کردستان،  درکشور ما فقدان ارتباط نزدیک بین دانشگاهها و بخشهای مختلف جامعه موجب شده است که بین ظرفیت پذیرش دانشجو و تقاضای بازار به نیروی متخصص تناسب وجود نداشته باشد که علت آن عدم هماهنگی و انسجام در تصمیم گیری بین نظام آموزش عالی با سایر بخشهای جامعه به‌دلایلی چون، عدم وجود آمار واقعی، فقدان نگرش استراتژیک در بخشهای دولتی و خصوصی، ناتوانی مدیران در طرح‌ریزی و برآورد احتیاجات نیروی انسانی براساس استراتژی‌های کلان توسعه، عدم اجرای برنامه‌های میان‌مدت و بلندمدت جذب، اجرای سلیقـــه‌ای سیـاستهــــا و خط‌مشی‌ها و تغییر در برنامه‌های تدوین شده پس از هر تغییر در مدیریت‌ها است.

 


وی ادامه داد: جمعیت دختران و زنان  جوان  استان ما فرصت خوبی برای توسعه کارآفرینی و تولید ثروت در استان است، اما  لازم است که مهارت ها  را به‌طور فراگیر به زنان و دختران  آموزش داد تا شاهد افزایش اشتغال زنان در استان باشیم وسیاستهای اشتغال در استان باید متناسب با شرایط روز اقتصاد و وضعیت بازار کار تدوین شود اگر چه  مسئله اشتغال مسئله ای ملی و فرا بخشی است که رفع آن نیازمند همکاری تمامی زیربخش های دولت و حتی مردم می باشد و به لحاظ دغدغه ای که در این خصوص احساس می شود نیاز به همکاری بیشتر وجود دارد، اما نیاز به اشتغال برای فارغ‌التحصیلان دانشگاهی مانند سایر نقاط کشور دغدغه مردم و به‌ویژه جوانان است و باید برای این مهم تمهیدات لازم را اندیشید  .

 

 

 این مهم را باید تذکر داد که جوانان و فارغ‌التحصیلان بعد از فارغ‌التحصیلی نباید به این فکر کنند که حتماً شغل دولتی داشته باشند زیرا اشتغال دولتی پاسخگوی همه فارغ‌التحصیلان نیست و دختران وزنان استان ما باید با تلاش و جدیت هر چه بیشتر در راستای کار آفرینی و اقتصاد مقاومتی تمام سعی خود را به کار گیرند و این شعار را سرلوحه کار خود قرار دهند که خواستن توانستن است و منتظر استخدامی شدن نمی تواند هیچ مشکلی را از زندگی و روند عمر آن ها کم کند و با وجود تحصیلات آکادمیک وعالی می توان کار آفرینی نمونه و برجسته شد.

 


انتهای پیام/




تاریخ : دوشنبه 95/9/1 | 11:2 صبح | نویسنده : gharib | نظرات ()

کباب کوبیده یک غذای اصیل و خوش خوراک ایرانی است که در این مطلب میخواهیم یک نوع طرز پخت متفاوت از آن را آموزش دهیم.

 
مواد لازم برای کباب کوبیده مرغ:
 
 
  • نمک : به میزان لازم
  • سیر : 1 تا 2 حبه
  • پیاز : 1 عدد رنده شده و 2 عدد حلقه شده
  • سماق ( قرمز ) : 1 قاشق سوپخوری
  • کره : 3 قاشق سوپخوری
  • زردچوبه : به میزان لازم
  • فلفل : به میزان لازم
  • زعفران ( آبکرده و غلیظ ) : به میزان لازم
  • زیره (آ سیاب شده ) : به میزان لازم
  • تخم گشنیز ( آسیاب شده ) : به میزان لازم
  • مرغ ( بدون استخوان و پوست ) : نیم کیلو
  • گوجه فرنگی : به میزان لازم
  • سبزی ( اختیاری ( معطر )) : به میزان لازم
 
 کباب کوبیده را این بار با طعمی عالی و متفاوت درست کنید
 
طرز تهیه کباب کوبیده مرغ:

1. ابتدا مرغ را 2 بار چرخ کنید و با نمک ورز دهید.

2. پیاز رنده شده را با سیر رنده شده، سماق، کره‌ی نرم‌شده، ادویه‌ها و محلول زعفران غلیظ مخلوط کنید سپس به مایه‌ی گوشت فوق اضافه مخلوط نمایید و اگر آب اضافی داشت بگیرید.

3. مواد را به خوبی و مدت مناسب ورز دهید تا انسجام پیدا کند.

4. اندکی روغن کف تابه مورد نظر بریزید و کاملاً کف تابه را به روغن آغشته کنید سپس مایه‌ی گوشت فوق را کف تابه به صورت صاف و یک‌دست پخش کنید،‌ در تابه را بگذارید و روی حرارت کم قرار دهید، پس از آب انداختن گوشت در تابه را بردارید و کباب را به اشکال دلخواه برش دهید سپس مجدداً در تابه را بگذارید و اجازه دهید تا آب گوشت جمع شود سپس کباب‌ها را برگردانید تا طرف دیگر آن هم طلایی رنگ شود، پیازهای ورقه شده را که به صورت حلقه در آورده‌اید روی سطح کباب‌ها بچینید مجدداً در قابلمه را بگذارید و اجازه دهید تا کباب و پیاز پخته شود.
 

5. در این فاصله سینی مورد نظر را چرب و گوجه‌ فرنگی‌های کوچک را روی سینی قرار و یک بعلاوه کوچک روی آن‌ها ایجاد کنید و روی آن کمی سبزی معطر خشک شده نظیر گشنیز، نعناء، یا جعفری و … بریزید و نمک بپاشید.

6. سپس سینی را در فر 350 درجه فارنهایت یا 175 درجه سانتی‌گراد و طبقه اول فر از بالا قرار دهید پس از آماده شدن از فر خارج کنید.

7. کباب‌های آماده شده را که از رنگ و طعم بی‌نظیری برخوردار است در ظرف مورد نظر قرار داده و با گوجه‌ فرنگی‌های آماده شده و چلوی دور نگ ( سفید و زعفرانی ) و چند برگ سبز تزیین سپس سرو نمایید.



تاریخ : دوشنبه 95/8/10 | 11:17 صبح | نویسنده : gharib | نظرات ()
لطفا از دیگر مطالب نیز دیدن فرمایید



.: Weblog Themes By SlideTheme :.